یلدای ۱۴۰۰ | روز نهم چالش ۲۱روزۀ تولید محتوا

سه‌شنبه/ ۳۰ آذر

قبل‌تر از این، وقتی از شگفتی تولید محتوا حرفی می‌شنیدم اون صحبت رو اغراق‌آمیز می‌دونستم و به نظرم موضوع ساده‌تر از اونی بود که ازش تعریف می‌کردن.

وقتی که کم‌کم وارد وادی نویسندگی شدم و به چشم دیدم پروسۀ تولید محتوا چقدر انرژی و انگیزه می‌خواد، به نظرم برای من خیلی بزرگ و تقریبن نشدنی بود. مثل آرزوهای دوران بچگی که می‌گفتیم: وایستا بزرگ بشم، بهت نشون میدم.

اما حالا که خودم دست به کار شدم. حقیقت این شگفتی برای من درحال متجلی شدنه.

چه شگفتی توی این دنیا بالاتر از اینه که بتونی تفکراتی مثل خودت، جهان‌هایی مثل جهان خودت و آدم‌هایی مثل خودت رو پیدا کنی؟ و این ادم‌ها تو رو بیشتر  به مسیری که از ابتدای زندگیت مقدر تو بوده هدایت می‌کنن.

اینکه استاد شاهین میگه: “محتوا شانس میاره” دقیقن درسته.

امشب، من نمود دیگه‌ای از این شگفتی رو دیدم.  شب یلدا، شب قصه است و من از طریق محتوای یکی از افرادی که به واسطه کار تخصصی خودم پیداش کرده بودم، نشونه‌های داستانی رو دیدم که تمام عمرم منو صدا می‌زد تا بنویسمش. اصلن به خاطر این داستان بود که من نوشتن رو شروع کردم.

داستانی که منو نویسنده کرد.

دوست عزیز و نابی دارم که همیشه به من گوشزد میکنه: “بذار احساساتت، دریافت‌های روحی و خلاقیات‌هات جا بیوفته و بعد اون‌ها رو ثبت کن. عجولانه، شلخته و درهم‌برهم نوشتن‌شون هم انرژی اولیه‌شون رو کم میکنه و هم اشتیاق تو رو برای پرورش دادنشون.

اگر ارزشمنده، اجازه بده مدتی توی روح و ذهنت بمونه تا کامل و پرورده بشه و اون‌موقع حتمن ثبتش کن.”

امشب هم من سرشار از این دریافت‌های روحی و ذهنی شدم که نیاز به جا افتادن دارن.

میدونم که این پست محتوای درست و کارشده‌ای نداره. چون بعد از دو ساعت متمرکز نوشتن برای داستانی که منو فراخوانده بود، فقط به این فکر می‌کنم که باید سر قولی که اول این چالش به خودم دادم بمونم.

اما این قول رو از من داشته باشید که فردا شکار دندون‌گیری برای سایتم مهیا می‌کنم.🙌

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *