دوشنبه/ ۲۹ آذر
دیوارها به تیرهترین سبز ممکن بود. مانند دیوار ایستگاه قطارهای قدیمی لندن.
اگر دقیقتر بخواهم بگویم، سکوی نه و سهچهارم.
همه چیز بوی قصه میداد. روی دیوارها رد عبور نویسندهها، آهنگسازها، فیلمسازها و کارگردان و جادوپیشگان جهانهای دیگر، گیاهانی اسرارآمیز و در یک کلام، گذرگاهی بود از داستانی به داستانی دیگر. گاهی حماسی و خیالانگیز، گاهی موحش و گاهی برگرفته از تصوراتی دورتر از زمان و مکان.
به قول استادم، هویت داشت. این اولین کافهای است که به من احساسی معنادار میدهد. انگار جایی بودم که همیشه دنبالش میگشتم. میتوانستم مدتها به چراغها و طرح آجرها و چهرۀ عروسکهای نمایشی محبوس در قابهای شیشهای و مجسمۀ قدیسههای ناشناختۀ ادیان گوناگون خیره شوم. سد ایدهها شکسته بود و داستان بود که در ذهنم شُره میکرد.
میخواهم جدای از اسم خودش نامی برایش انتخاب کنم. شاید “جهان زیرین ناشناخته”
در راه بازگشت بودم و مثل همیشه حرفهایم را مرور میکردم. گاهی جملاتی به زبان میآوریم که ارزشش را دارد دوباره به آنها برگردیم و عمیقتر نگاهشان کنیم.
“به نظرم نوشتن داستان کار هرکسی نیست. شجاعت زیادی میخواد.”
چون باید شهامت کشتن و شرح دادن مرگ شخصیتی را داشته باشیم که با هزار بدبختی خلقش کردیم، برای حضورش در هر صحنه و هرجملهای که از زبانش خارج میشود کلی دیوانگی و پریشانی از سر گذراندیم.
حالا به جایی از داستان رسیدهایم که باید نابودش کنیم.
نمیشود خودمان را با حیلۀ پایانهای خوش گول بزنیم. نویسنده واقعی به این چیزها قانع نیست. گاهی تا یک شخصیت نمیرد داستان درست از آب درنمیآید. هضم نمیشود. تمام نمیشود. گیرمیکند، آنقدر همانجا میماند که میماسد و در ذهن فاسد میشود. داستانی که فاسد شده باشد از دست رفته. مگر آنکه دست به جادو بزنیم و آن را دوباره زنده کنیم و این جادو یعنی بازنویسی و بازپروری شخصیتها. یعنی نقطه سر خط. یعنی رنج مجدد. هرکسی حاضر نیست این رنج را به جان بخرد.
بیخود نیست که هر نویسندهای پای ایدههایش نمیماند.
به نظرم همه میتوانند نویسنده باشند. ولی نویسندگی کار هرکسی نیست!
نویسندگی تابآوری میخواهد و پوستی کلفت و روحی با شهامت.
2 پاسخ
اولین چیزی که از این سایت توجه منو جلب کرد وجه اشتراکمون بود، هر دو زیست شناس نویسنده ایم و بعد از اون قلم قشنگ شما جذبم کرد. موفق باشید.
پس درود بر شما ای همکیش من!😃
ممنون از همراهیتون. من هم برای شما آروز موفقیت و درخشش دارم.🌹